السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
712
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
روم فرستاد و عتّاببنأسيد را به عنوان امير و آموزگار شريعتها به مكّه فرستاد و عبداللَّهبن حذافهى سهمى را با نامهاش نزد خسرو ( پادشاه ايران ) و عمروبنأميّهى ضمرى را به حبشه ، و عثمانبنابوالعاص را به طائف و حاطببنأبوبلتعة را نزد مقوقس فرماندار اسكندريه ، و شجاعبنوهب اسدى را نزد حارث بنابوشمر غسّانى به دمشق و سليطبن عمرو عامرى را نزد هوذةبنخليفه به يمامه ، و در سال حديبيه عثمانبنعفان را به سوى مردم مكّه گسيل داشت ، همچنين عمر ، قيسبنعاصم ، مالكبننويرة ، زبرقان بنبدر ، زيدبنحارثه ، عمروبنعاص ، عمروبنحزم ، أسامةبنزيد ، عبدالرّحمانبنعوف ، ابوعبيدهبنجرّاح و افراد ديگرى را بر جمعآورى صدقات گماشت كه نامبردن همگى آنان طولانى مىشود . و جز اين نيست كه آنان را براى دعوت به دينش و اقامهى حجّت مىفرستاد و در جايى ذكر نشده است كه او تعدادى را كه به حدّ تواتر برسند به يك محل فرستاده باشد و به اتّفاق اهل سيره ثابت شده است كه آنان را ملزم مىفرمود به پذيرش گفتهى فرستادگان و جمعآوران زكات و حكّامش و اگر به فرض در هر مأموريت به فرستادن تعدادى تواترآور نيازمند بود ، تمام اصحابش هم براى اين كار كافى نبود و مدينه از اصحاب و انصارش خالى مىشد . و دشمنانش بر او چيره شده و نظام كارها و تدبير از بين مىرفت و به طور قطع اين مطلب توهّمى باطل است . بدينگونه روشن شد كه خبر واحد مانند تواتر ، موجب عمل مىشود و اين دليلى قطعى است كه بهانهاى براى مخالفت به جا نمىگذارد . غزالى و نويسندهى القواطع چنين آوردهاند . گفتهاش : و همچنين صحابه به خبر واحد عمل و در موارد بىشمار و بىحصر به آن احتجاج كردهاند ؛ بدون انكار و بدون منعى و اين كار را به اجماع پذيرفته ، احتجاج به آن را صحيح مىدانستند . از آن جمله است : آنچه به تواتر رسيده كه در روز سقيفه ابوبكر در برابر انصار به اين گفتهى ايشان صلى الله عليه و آله و سلم كه : « الأئمّة من قريش » احتجاج كرد و آنان بدون انكار